احسان کی‌خواه | KAY

تجربه

رویداد، لجستیک نیست

5 دقیقه مطالعه

بیشتر رویدادها ظرف چهل‌وهشت ساعت فراموش می‌شوند — نه چون بد اجرا شده‌اند، بلکه چون برای «حاضر شدن» طراحی شده‌اند نه برای «تجربه شدن». آنچه شش ادیشن ویندو درباره‌ی این تفاوت نشان داد.


در سال ۱۳۹۹ دست از تلاش برای بهتر کردن نمایشگاه‌ها برداشتم و شروع کردم به پرسیدن این‌که چرا این فرمت اصلاً به این شکل وجود دارد. نمایشگاه متعارف برای دو عدد بهینه شده است: مترمربع فروخته‌شده و تعداد بازدیدکننده. هر دو، شاخص‌های سمت عرضه‌اند. هیچ‌کدام لزوماً نسبتی با این ندارند که آیا یک برند، هفته را با کسب‌وکاری که قبلاً نداشت تمام کرده یا نه.

ویندو با وارونه کردن ورودی‌ها ساخته شد. به‌جای بیشینه‌کردن حضور، مخاطب گزینش شد — معماران، مهندسان، سازندگان و خریدارانی با پروژه‌ی فعال. به‌جای شبکه‌ای از غرفه‌های مساوی، هر برند یک بستر طراحی‌شده گرفت با آستانه، مسیر، و دلیلی برای این‌که کسی بیش از نود ثانیه بماند. به‌جای نظرسنجی رضایت در پایان، پرسش نتیجه مستقیم پرسیده شد: آیا اینجا مشتری‌ای گرفتید که از راه دیگری قابل دسترسی نبود؟

رویدادی که در آن حاضر می‌شوی اطلاعات منتقل می‌کند. رویدادی که تجربه می‌شود، حسی می‌سازد که به برند می‌چسبد.

در شش ادیشن، ۷۹٪ پاسخ مثبت دادند. ۸۸٪ رضایت گزارش کردند. حدود ۲,۱۰۰ نفر به هر ادیشن آمدند — عددی کمتر از آنچه یک سالن متعارف گزارش می‌کند، و به‌مراتب مفیدتر.

سازوکارش رمزآلود نیست. حافظه به احساس می‌چسبد، نه به اطلاعات؛ و احساس را موقعیت می‌سازد: این‌که فضا از تو چه می‌خواهد، کنار چه کسی می‌ایستی، و آیا مواجهه شکلی داشته است. غرفه از تو می‌خواهد یک ارائه‌ی فروش را دریافت کنی. یک بستر طراحی‌شده می‌تواند از تو بخواهد گفت‌وگو کنی. این دو اتاق، ته‌نشستِ کاملاً متفاوتی تولید می‌کنند، و همین ته‌نشست تمام نکته‌ی تجاری ماجراست.

معنای عملی‌اش برای هر کسی که رویداد سفارش می‌دهد: در بیشتر سازمان‌ها گفت‌وگوی بودجه وارونه است. کیفیت تولید به‌عنوان متغیر و ترکیب مخاطب به‌عنوان داده‌ی ثابت در نظر گرفته می‌شود، در حالی که عکسش ارزش بسیار بیشتری تولید می‌کند. گران‌ترین اشتباه این صنعت، اتاقی است با تولید بی‌نقص که صد آدم اشتباه در آن نشسته‌اند.

همچنین یعنی رویداد به بودجه‌ی برند تعلق دارد، نه به بودجه‌ی فعالیت‌های بازاریابی. رویداد همان لحظه‌ای است که برند برای کسانی که تصمیم می‌گیرند آیا ارزش اعتماد دارد یا نه، فیزیکی می‌شود. این زیرساخت است و باید در تقویم زیرساخت برنامه‌ریزی شود.

می‌دانید به چه چیزی نیاز دارید.

چهل‌وپنج دقیقه، مسئله‌ی واقعی، یک نگاه روشن و یک قدم اول.

هنوز مطمئن نیستید؟

نسخه‌ی به‌هم‌ریخته‌اش را بفرستید.